جولان قاچاق سوخت، بیکاری و سختی معیشت در زندگی مردم بلوچستان

پنجشنبه 04 بهمن 1397 ساعت 18:11

به ظاهر آنچه قاچاقچیان به دنبال آن هستند سودی است که به دلیل افزایش نرخ ارز با وجود مخاطرات احتمالی رقم می‌زند اما در سیستان و بلوچستان این موضوع ریشه‌ای تر به نظر می‌رسد. خشکسالی و نبود اشتغال پایدار و مفید موجب شده تا جوانان این منطقه هیچ کاری به جز فروش سوخت مرزی نداشته باشند.

در علم اقتصاد به صورت مشخص به ورود و خروج کالا که مخفیانه از مرزهای کشور وارد یا خارج شود را قاچاق می‌گویند و از آن به عنوان اقتصاد پنهان نیز یاد می‌کنند.
صادرات یا واردات کالاهای ممنوعه و انحصاری، مثل انسان، مواد مخدر، زنان و کودکان، سوخت، نفت، گازوئیل، بنزین، اعضای بدن، دارو، ارز، جنگ‌افزار، خاویار، مشروبات الکلی و ده‌ها مورد دیگر از مصادیق قاچاق نامیده می‌شوند.
مرزهای سیستان و بلوچستان به واسطه‌ی وجود مسیرهای مشترک با کشورهای پاکستان و افغانستان سالهاست که با مسائل و مشکلات قاچاق مواجه است.
در ماه‌های اخیر و از زمان افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی ایران و همچنین تفاوت بهای سوخت در کشورهای افغانستان و پاکستان، موجب گسترش قاچاق سوخت از طریق مرزهای شرقی ایران شده است.
بر کسی پوشیده نیست که قاچاق و به‌خصوص قاچاق سوخت سبب هدر رفت منابع ملی کشورها می‌شود اما بیکاری، فقر و سختی معیشت در سیستان و بلوچستان برخی از دلایلی است که سبب روی آوردن بسیاری از مرزنشینان به این امر شده و آن را تنها راه امرار معاش خود می‌دانند.
منطقه سرباز در سیستان و بلوچستان یکی از مرزهای اصلی برای انتقال سوخت به کشور پاکستان است که یکی از روستاهای آن با عنوان «کافه بلوچی» چند سالی است به عنوان مهمترین دپو و آخرین ایستگاه برای خروج گازوییل و بنزین از مرزهای جنوب شرقی شناخته می‌شود.
برخی از جوانانی بلوچ به تازگی در مصاحبه با روزنامه ایران از دلایل خود برای انجام قاچاق سوخت گفته اند که حاوی نکات مهمی است که انتظار می‌رود دولت جمهوری اسلامی توجه بیشتری به وضعیت موجود در منطقه این منطقه داشته باشد.
عبدالمالک 23 ساله به خبرنگار روزنامه ایران گفته است: «دوران قدیم چطور بود که مردم با بدبختی زندگی می‌کردند؛ ما با آن زمان هیچ فرقی نداریم. تصویر می‌گیرند از کاروان قاچاق سوخت و هزارتا به ما انگ می‌زنند ولی یک بار نمی‌آیند و با ما صحبت کنند که چرا گازوییل‌کشی می‌کنید.»
وی مشکلات مالی و نبود کارخانجات و منابع درآمدی برای گذران زندگی خانواده‌ها را دلیل اصلی پرداختن به این کار می‌داند و می‌گوید: «بگردید توی کل بلوچستان ببینید چندتا کارخانه داریم؟ دو سال است که هیچ بارانی نباریده. روزی فقط یک ساعت آب برای نوشیدن داریم. این کار هم هزارتا خطر دارد. اگر ماشین چپ نکند بارانی از گلوله روی سرمان می‌بارد. بعضی از مأموران وقتی می‌بینند ماشینی پشتش گالن دارد فکر می‌کنند تروریست دیده‌اند و بدون این‌که ایست بدهند ماشین را به رگبار می‌بندند. بخدا قسم اگر کاری باشد و ماهی یک حقوق حتی کم بگیری بهتر از این است که بروی گازوییل‌کشی کنی و روزها توی کوه و کمر کلی خاک بخوری و با بدبختی نان در بیاری».
جوانی دیگر به نام مصطفی که یک مغازه دار است با گلایه از برخورد نیروهای مرزبان می‌گوید: «از نظر مأموران این گالن‌ها قاچاق است و اگر ما را بگیرند ماشین را توقیف می‌کنند ولی به شما نشان می‌دهم که نفتکش‌هایی بدون هیچ آرم و علایم و حتی پلاک بسوی مرز رسمی می‌روند و کسی هم نیست که جلویشان را بگیرد. این ماشین‌ها برای گردن‌ کلفت‌هاست و کسی جلودارشان نیست. بخدا گازوییل‌کش‌های این منطقه بدبخت‌ترین آدم‌های مملکت هستند. سود اصلی را ما با این همه خطر نمی‌بریم بلکه کسانی می‌برند که نفتکش‌هایشان توی این جاده کار می‌کند.»
به ظاهر آنچه قاچاقچیان به دنبال آن هستند سودی است که به دلیل افزایش نرخ ارز با وجود مخاطرات احتمالی رقم می‌زند اما در سیستان و بلوچستان این موضوع ریشه‌ای تر به نظر می‌رسد.
خشکسالی و نبود اشتغال پایدار و مفید موجب شده تا جوانان این منطقه هیچ کاری به جز فروش سوخت مرزی نداشته باشند. وضعیت آب و کشاورزی در این منطقه تعریفی ندارد و در پایانه‌های مرزی نیز مردم مرزنشین توان کافی برای خرید کالاهای تعریف شده و پرداخت عوارض گمرک و سپس فروش آن کالاها را در نقطه دیگری ندارند.
مطابق اظهارات برخی مقامات رسمی ایران نیز می‌توان دریافت که قاچاق سوخت یک پدیده‌ی سازمان یافته است. در این زمینه مهدی ابویی‌ معاون پیشین پیشگیری ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز در مورد میزان واقعی قاچاق سوخت به کشورهای همسایه اعلام کرده است: در مرداد و شهریورماه امسال (1397) حجم قاچاق روزانه فرآورده‌های نفتی از 35 میلیون لیتر فراتر رفته است.
اما محمدانور بجارزهی فرماندار شهرستان سرباز در این خصوص دیدگاهی نزدیک‌تر به واقعیت زندگی مردم دارد و در گفتگو با خبرنگار روزنامه ایران گفته است: «بیش از 80 درصد جمعیت روستاییان ما در کنار رودخانه 313 کیلومتری سرباز زندگی می‌کنند که با خشکسالی و بی‌آب شدن این رودخانه روستاییان دچار مشکل در تأمین معشیت خود شده‌اند. روزانه حداقل 100 نفتکش با مخازن 32 و 20 و 18هزار لیتری از شهرستان‌های دیگر روانه‌ی کافه بلوچی می‌شوند. این روستا 40 محل دپو سوخت دارد که به زبان بومی به آن می‌گوییم مندی. برخی از صاحبان این مندی‌ها از بومی‌های منطقه نیستند بلکه از شهرستان‌های دیگر آمده‌اند و در زمینه خرید و فروش و دپوی سوخت فعالیت دارند. چندین بار نامه زده‌ایم و به مسئولان بالادست هم گفته‌ایم این نفتکش‌ها چطور می‌توانند به این راحتی وارد جاده شوند؟ آنها حتی بدون کمترین مشکلی از ایست و بازرسی عبور می‌کنند.»
وی ادامه می‌دهد: «طبق مصوبه دولت قرار بود به ازای هر خانوار ساکن در شعاع 20 کیلومتری مرز سهمیه سوخت به مرزنشینان تحویل داده شود که کارگزار آن را بفروشد و سود آن را به حساب مرزنشینان بریزد که چندباری این اتفاق رخ داد ولی مدتی است این سهمیه در اختیار مرزنشینان قرار نمی‌گیرد.»
مطابق اعلام مرکز آمار ایران در گزارش نتایج تفصیلی سرشماری نفوس و مسکن سال 95، سیستان و بلوچستان جوان‌ترین استان جمهوری اسلامی است اما متاسفانه دارای مشکلات و مسائل فراوانی همچون فقر، بیکاری، نرخ بالای انصراف از تحصیل و ... را داراست.
برنامه‌ریزیها باید بگونه‌ای باشد که از پتانسیل نیروی کار موجود به نحوی مناسب استفاده گردد نه اینکه به طور مثال کشتارگاهی که در منطقه پیشین از توابع شهرستان سرباز با دارا بودن 400 نفر کارگر به دلیل تفاوت نرخ ارز و گران شدن دام وارداتی تعطیل شود کارگران آن به دلیل عدم اشتغال برای تأمین نیازهای روزانه خود به نخستین راهکار مقابل خود یعنی قاچاق سوخت روی آورند.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.