جهانی شدن و تنوع قومی در ایران

يكشنبه 02 تير 1398 ساعت 20:04

آنچه ما امروزه هويت ايراني می ناميم، اختصاص به قوم خاصي ندارد. دوام و استمرار هويت فرهنگي ايراني، در طول تاريخ، مديون گروه هاي مختلف قومي نظير كردها، ترك ها، لرها، بلوچ ها، تركمن ها و عرب ها بوده است.

جهان امروز با دو مسأله به ظاهر متعارض رو به روست، از یک طرف روند جهانی شدن بر فعالیت های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان حاکمیت می یابد و از سوی دیگر حرکت های مخالف جهانی شدن رو به افزایش نهاده و هویتهای قومی و مذهبی دوباره تجدید می شوند، مخصوصا در کشورهایی که دارای قومیت های گوناگون هستند این فرایند چشم گیرتر است. یعنی همگام با حرکت جهانی شدن با نوعی زنده شدن احساسات فرهنگی، قومی، زبانی و محلی در سراسر جهان، رو به رو هستیم. این حرکت ها به دنبال نیل به هویت های مستقل فرهنگی انجام می گیرند و فراگیری چنین روندی تحلیلگران مهم بین المللی را متوجه این مطلب ساخته که به احتمال زیاد، درگیری ها و تنش های آینده جهان را مسائل فرهنگی، قومی و محلی شکل خواهند داد. در واقع از پایان جنگ جهانی دوم به بعد جهان شاهد احیا موضوع قومیت ها موضوعی مهم در زمینه بسیج سیاسی مردم و منبعی برای منازعات داخلی و بین المللی بوده است. در کمتر منطقه ای از جهان می توان مرزهایی پیدا کرد که اقوام کاملا همگن داشته باشد. تنوع قومی، هم فرصت است و هم تهدید. ایران امروزی مجموعه ناهمگونی از اقوام مختلف نژادی، زبانی، مذهبی و فرهنگی بوده است که در برخی از دوره های تاریخ مشترک خود در ایران، انسجام و همگونی اجتماعی لازم را نداشته اند، به همین جهت عمدتأ نطفه بحران هویت در درون آنها وجود داشته است که در برهه های زمانی خاص جنبه بحران سیاسی یافته اند.
جهانی شدن فرایندی است که عناصر مثبت و عناصر منفی را در خود جای داده است. مثبت به خطر انتقال گروه بزرگی از دستاوردهای ارزشمندی که باید آنها را دستاورد مشترک حیات بشری دانست. علم، فلسفه، هنر، مفاهیم و مکانیسم هایی چون آزادی های دموکراتیک و نظام های سیاسی دموکراتیک از جمله ی این دستاوردها هستند که انتقال آنها به سراسر جهان را باید امری مثبت تلقی کرد. مهم ترین اثرات منفی آن فرایند یکسان سازی و شبیه سازی فرهنگی است. با جهانی شدن یک فرهنگ با غلبه خود، فرهنگ های دیگر را از بین می برد و در نتیجه حاصل این فرایند می تواند فقر فرهنگی باشد.
برخی پژوهش گران معتقدند که دوره حاکمیت مطلق و انحصاری دولت های ملی به سر آمده است چون اكثر دولت های ملی در انجام تکالیف قانونی نتوان اند و نمی توانند نظم و امنیت ، رفاه اقتصادی ، توسعه اجتماعی - سیاسی و پاسخگویی به تقاضاهای رو به رشد را انجام دهند. خصوصا کشورهای جهان سوم ، بعد از افزایش نیروهای فراملی (نهادهای بین المللی، شرکت های چند ملیتی و ...) و نیروهای فرو ملی (گروه های قومی ، خرده فرهنگ ها و ...) که حاکمیت ملی دولت ها را با چالش جدی رو به رو کرده و به واسطه حرکت جامعه جهانی از سمت هویت سیاسی به هویت فرهنگی – تمدنی ، جوامع به جای تاکید بر تعلقات جغرافیایی و مادی (آب ، خاک ، سرحدات) به تعلقات فرهنگی (زبان ، مذهب ، فرهنگ و...) مشترک پافشاری می کنند که حافظ مرزهای سیاسی نخواهند بود. هدف جامعه جهانی در قرن حاضر جایگزین کردن دولت حداقل به جای دولت حداکثر و تمامیت خواه است ؛ به همین دلیل با این که به تضعیف دولت - ملت ها دلالت دارد با رشد و تقویت هویت خواهی های قومی همبسته و عجین است.
مهم ترین ویژگی جوامع قومی پراکندگی جغرافیایی است. هر چند درجات پراکندگی می تواند متفاوت باشد ولی گروهی از آنها در حاشیه مرزها مستقرند. جوامع قومی مجازی به وسیله ی تکنولوژی های ارتباطی و با توجه به اشتراک در تصورات، علائق، ارزش ها به هم مرتبط اند. مفهوم مجازی را نباید به مثابه یک جامعه تقریبی و غیر کامل درک کرد بلکه آنها پر طراوت، زنده و فعال هستند و با هم در ارتباط و تعامل بوده و اگر لازم باشد با هماهنگی های لازم به صورت گروه های فشار عمل کرده و از حقوق هم دفاع می کنند
اما واقعيتي كه شاهد آن هستيم، نشان مي دهد كه روند جهاني شدن به معناي فراموشي فرهنگ هاي بومي، قومي و منطقه اي نيست؛ بلكه جهاني شدن موجب تقويت ظهور چارچوب هاي هويت هاي جمعي غيرملي گرديده كه مهم ترين آنها هويت هاي قومي هستند. در هزاره سوم هويت هاي قومي، نژادي و زباني اهميت دو چندان يافتند و به جرات مي توان گفت كه تقريباً اكثر كشورهاي دنيا با جنبش ها و ستيز هاي قومي دست به گريبان هستند.
زماني كه يك فرد در تعريف كيستي خود بيش از ديگر عناصر بر عنصر قوميت تكيه كند، هويت خواهي قومي ناميده میشود. هويت خواهي قومي در صورتي كه شدت يابد مي تواند به بروز جنبش هاي قومي، منجر شود. به طور كلي جنبش به كوششي جمعي براي پيشبرد هدف يا مقاومت در برابر دگرگوني اطلاق مي شود.
آنچه ما امروزه هويت ايراني می ناميم، اختصاص به قوم خاصي ندارد. دوام و استمرار هويت فرهنگي ايراني، در طول تاريخ، مديون گروه هاي مختلف قومي نظير كردها، ترك ها، لرها، بلوچ ها، تركمن ها و عرب ها بوده است. چرا كه هريك با افزودن لايه هاي هويتي فرهنگي به ديرپايي، غنا و عظمت آن افزوده اند. مؤلفه هاي مثبت يا منفي اين هويت تنها متأثر از يك قوم نبوده، بلكه در تعامل با همه ي گروه هاي قومي شكل گرفته است. به اين لحاظ، هويت فرهنگي مردم ايران، فرهنگ و هويت گرو ه هاي قومي مختلف بوده كه در گذر زمان شكل يگانه، واحد و فراقومي در حد و اندازه يك ملت كهن ديرپا يافته است.
هويت ايراني و هويت قومي اقوام اين سرزمين، به صورت مجزا از همديگر تعريف نمي شوند، بلكه شناسه ها و عوامل مختلف ي اين دو را به هم پيوند داده، به صورتي كه تفكيك آنها مشكل و غيرممكن شده است.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.